این خطی از حکایت مستان کربلاست

بگذار بي شمار بميرم به پاي يار

پشیمانم به موسوی رأی ندادم(!!!)
ساعت ۱۱:٤٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٢٠  

اعتراف می کنم پس از گذشت حدود ۶ ماه از انتخابات ریاست جمهوری از اینکه به آقای موسوی رای ندادم پشیمانم.

اما دلایل من برای اظهار پشیمانی‌ام:

موسوی گفته بود: اگر رای بیاورم مردم را دنبال ماشین خودم نمی کشانم.

موسوی راست گفته بود. اگر او رای می آورد مردم را دنبال ماشین خودش نمی کشاند بلکه خود سوار بر مردم می شد و آنها را این طرف و آن طرف می کشاند.

موسوی گفته بود: اگر من رای بیاورم گوشت و پیاز و سیب زمینی را ارزان خواهم کرد.

موسوی راست گفته بود. اگر رئیس جمهور می شد نه تنها گوشت و پیاز و سیب زمینی را ارزان می کرد بلکه چوب حراج به ارزشها ، هنجارها ،دین، مذهب و همه مقدسات می زد.

موسوی گفته بود: اگر من رئیس جمهور شوم از بیت المال انقلاب برای اهدافم هزینه نخواهم کرد .

موسوی راست گفته بود. اگر رئیس جمهور می شد از بیت المال انقلاب برای اهدافش خرج نمی کرد بلکه همه انقلاب را خرج اهداف خود می کرد.

موسوی گفته بود: اگر رئیس جمهور شود قانون را پیاده خواهد کرد.

موسوی راست گفته بود. اگر رئیس جمهور می شد قانون را پیاده می کرد و خود به تنهایی ادامه مسیر می داد.

موسوی گفته بود:منسوب به خاندانی است که نشانش رنگ سبز است و به رنگ سبز ارادت ویژه ای دارد.

موسوی راست گفته بود. منظور موسوی از رنگ سبز و ارادت به آن،همان رنگ سبزی است که در زمان ولایتعهدی امام رئوف علیه السلام مزورانه همه گیر و رنگ سیاه کنار زده شد و اکنون در عاشورای حسینی معدود افرادی با دستبندها و سربندها و بازوبندهای سبز، پرچم ها و بیرقهای سیاه عزای حسین علیه السلام را پاره می کنند.

باور کنید همه حرفهایی که موسوی می زد راست بود و برای تحقق آنها فقط اندکی زمان لازم داشت اما عده‌ای فکر می‌کردند او همچنان دروغ می‌گوید.

 

نویسنده: محمدرضا ث

                       ...........................................

پ.ن:

هیچ کس ویرانیم را حس نکرد...

 وسعت تنهائیم را حس نکرد...

 در میان خنده های تلخ من...

 گریه پنهانیم را حس نکرد...

 در هجوم لحظه های بی کسی...

 درد بی کس ماندنم را حس نکرد...

 آن که با آغاز من مانوس بود...

 لحظه پایانیم را حس نکرد



 


کلمات کلیدی:
اگر ما از نسل خیمنی هستیم تاریخ را هم متوقف میکنیم.
ساعت ٤:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱٧  

(نامه موسوی سال 1367{استعفا}+نامه رضایی{عدم امکان ادامه جنگ}+سکوت هاشمی=جام زهر)

سال1388

(نامه موسوی{بیانیه ها}+نامه رضایی{عدم امکان ادامه وضع موجود}+سکوت هاشمی=؟؟؟

ما این بار تاریخ را تغییر می دهیم)

*****

این چه فتنه ست که آفت زده ایمانها را

"أین عمار"که روشن بکند جان ها را

"أین عمار"که تبیین حقایق بکند

"أین عمار"که از دست شما دق بکند

"أین عمار"که صفین و جمل در راه است

اشعث و اشعری و طلحه به هم ساخته اند

تیغ تیز حکمیت به علی آخته اند

لیک این قصه به تقدیر علی خواهد بود

حکم اینجا،فقط از آن ولی خواهد بود

کربلایی هم اگر باشد در پیش چه باک

سر شمرست  در اینجا که بیفتد بر خاک

ما حبیبیم و بجز عشق در این دلها نیست

"أین عمار"که ببیند که علی تنها نیست


.........................................................

پ.ن:                        در کشور عشق مقتدا خامنه ایست

فرماندهی کل قوا خامنه ایست

دیروز اگر عزیز مصر یوسف بود

امروز عزیز دل ما خامنه ایست


                                        ................................

پ.ن2:قابل توجه بعضی ها داییه مهربانتر از مادر نمیخوام.

شماکه از چیزی خبر نداری نمیخواد دل بسوزونی.

شما فکر خود باش.

آدم زنده وکیل وصی نمیخواد،اونم وکیل وصی غائب.

جالبه شاه میبخشه شاه غلام نه.

ببخشید شما؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 


کلمات کلیدی:
همه جان و تنم وطنم
ساعت ۱٠:٠٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱٥  

ای ایران ای مرز پر گهر.
ای خاکت سرچشمه هنر
دور از تو اندیشه بدان.
پاینده مانی و جاودان
ای دشمن ارتو سنگ خاره ای من آهنم .
جان من فدای خاک پاک میهنم
مهر تو چون شد پیشه ام.
دور از تو نیست اندیشه ام
در راه تو ، کی ارزشی دارد این جان ما.
پاینده باد خاک ایران ما
سنگ کوهت دُر و گوهر است.
خاک دشتت بهتر از زر است
مهرت از دل کی برون کنم.
برگو بی مهر تو چون کنم
تا ... گردش جهان و دور آسمان بپاست.
نور ایزدی همیشه رهنمای ماست
مهر تو چون شد پیشه ام.
دور از تو نیست ، اندیشه ام
در راه تو ، کی ارزشی دارد این جان ما.
پاینده باد خاک ایران ما
ایران ای خرم بهشت من.
روشن از تو سرنوشت من
گر آتش بارد به پیکرم.
جز مهرت بر دل نپرورم
از ... آب و خاک و مهر تو سرشته شد دلم.
مهرت ار برون رود چه می شود دلم
مهر تو چون ، شد پیشه ام.
دور از تو نیست ، اندیشه ام
در راه تو ، کی ارزشی دارد این جان ما.
پاینده باد خاک ایران ما

                        ..................................................................

پ.ن:دلم تنگه برای ایران........


کلمات کلیدی:
ببین این مطالب حقیقت نیست؟؟؟
ساعت ۱:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱۱  

 

پیامبر در کلامی نورانی فرمودند :

"در دوره آخر الزمان

 تنها هم و غم مردان شکمشان و

شرف آنها تجملات زندگیشان و

قبله آنها زنهایشان می گردد و

روابط نامشروع زیاد می گردد و

انسان به پدر ومادرش جفا می کند ولی

 با دوستانش از راه وفا و صفا وارد می شود و

گناهان علنی می شود و

محرمات الهی سبک شمرده می شود و

مردم به انجام منکرات تظاهر می کنند و

اموال فراوان برای غنا و موسیقی خرج می کنند و

امت من نماز را ضایع می کنند و

از شهوات پیروی می کنند و

مرد ها خود را شبیه به زنان می کنند و

زن ها خود راشبیه به مردان می کنند و

زنها جامه مردان می پوشند و

پوشش حیا از زنان گرفته می شود و

قرآن را طبق خواسته های خود توجیه می کنند و

آئین خدا را با آرا خود تفسیر و تحلیل می کنند و

آنرا با نی و با لحن غنا می خوانند

بدون اینکه هنگام تلاوت با خوف از خدا همراه باشد

(کتاب روزگار رهائی)


امیر المومنان نیز فرمودند :

در آن زمان عفاف و خویشتن داری از جامعه رخت بر می بندد و

شیطان بر همگان چیره می شود و

زنان فرمانروائی می کنند و

حوادث جانکاه و کمر شکنی روی می دهد و

مرد ها با مرد ها در می آمیزند و زنان با یکدیگر و

مرد را بخاطر پوشیده نگه داشتن همسرش سرزنش می کنند و

آلات لهو و لعب در رهگذر مردم آشکارا به کار گرفته می شود و

مردم عبور می کنند و کسی جرات نمی کند از آن جلوگیری کند

(کتاب روزگار رهائی)


به نظر شما این حرفها به روزگار الان نمی خوره...؟؟؟؟؟

                      .............................................................

پ.ن:


یک عمر تو زخم‌های ما را بستی


 هر روز کشیدی به سر ما دستی


 شعبان که به نیمه می‌رسد آقاجان!


ما تازه به یادمان می‌آید هستی!

 

هر چند که خسته‌ایم از این حال نیـا!


شرمنده! اگر ندارد اشکال نیـا!

 

ما خط تمام نامه‌هامان کوفی است

 

آقای گلم زبان من لال نیـا!

 

سرتاسر جان ما پر از تب نشده


چون جام جنون ما لبالب نشده

 

ما منتظریم ماه کامل بشود


دور قمری چهارده شب نشده


هر چند که بیمار تو هستیم همه

 

دیوانه‌ی دیدار تو هستیم همه


بین خودمان بماند آقا عمری است

 

انگار طلب‌کار تو هستیم همه

 

 


کلمات کلیدی:
بازخوانی سخنرانی تاریخی امام خمینی پس از فتنه 30 خرداد 60 (انگار برای الان سخنرا
ساعت ۳:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱  

خجالت(میدونم متن بلندیه اما خوندنش خالی از لطف نیست.البته میتونید چون بلنده صفحه رو سیو یا کپی کنید و بعد بخونید برای من که جالب بود.)خجالتخجالت

شما مى خواهید به کجا بکشانید این کشور را؟ در آغوش امریکا؟ / 11 میلیون رأی را تباه کردید / شما توبه کن و یک قدم بیا خدا آبروی تو را اعاده می‌دهد


حوادث 30 خرداد 60 و فتنه میلیشیای سازمان منافقین آن‌قدر به فتنه‌های پس از انتخابات شباهت دارد که بیانات مهم امام خمینی در روز اول تیرماه همان سال یعنی دو روز پس از 30 خرداد و توصیه‌های ایشان به بنی‌صدر گویی برای امروز و هشدارهایی برای سران فتنه پس از انتخابات است.

به گزارش رجانیوز، بخش‌هایی از این سخنرانی تاریخی به نقل از صحیفه امام خمینی در ادامه آمده است:

"...این آقایانى که باز رابطه شان را با اسلام قطع نکرده اند، اینها به هوش بیایند و حساب خودشان را از آنهایى که قیام به ضد اسلام کردند جدا کنند، در ملا عام و در رادیو و تلویزیون بروند و این گروه‌هایى که چند روز پیش آنقدر جنایت کردند، محکوم کنند.

...این اختلافاتى که شما مى خواهید درست کنید، و در سخنرانی‌هایتان درست مى شود و در نوشته هایتان ایجاد مى شود. اینها به صلاح اسلام، به صلاح کشور، به صلاح ملت، نیست.

شما مى خواهید به کجا بکشانید این کشور را؟ کوشش شما متدینین این است که این کشور کجا برود؟ در آغوش امریکا برود؟ در آغوش شوروى برود؟... شما آقایان که از اینها تایید مى کنید، طرفدارى از اسلام مى کنید؟! طرفدارى از کشور اسلامى مى کنید؟! کارهاى اینها را اسلامى مى دانید؟! شما کارهاى حکومت اسلامى ما را اسلامى نمى دانید... دین شما را وادار کرده است که بر خلاف یک دولتى که اینهمه گرفتارى دارد عمل بکنید و چوب لاى چرخ یک دولتى که دارد براى این ملت شب و روز زحمت مى کشد بگذارید؟! این براى اسلام است؟ یا براى ملت اسلامى است؟! به نفع کشور است؟!...

من باید بگویم که شماها با اینکه در سیاست بزرگ شدید، شم سیاسى ندارید. چنانچه آقاى بنی صدر هم شم سیاسى نداشت. من الان هم نصیحت مى کنم آقاى بنی صدر را به اینکه نبادا در دام این گرگ‌هایى که در خارج کشور نشستند و کمین کردند بیفتید، و این آبرویى که از دست دادید، بدتر بشود.

من علاقه دارم که تو بیشتر از این خودت را تباه نکنى. چنانچه توبه کنى و برگردى و علاقه خودت را از این گروه‌هاى مفسد، فاسد، جنایتکار، سلب کنى، و در یک کنارى بنشینى مشغول تصنیف و تالیف بشوى، صلاح تو است.

...و این دلیل این بود که شما قدرت سیاسى ندارید، بزرگتر دلیل این است که انسان یازده میلیون رأى را تباه کند! این گذشت و ناگوار گذشت، من نمى خواستم اینطور بشود.

لکن باز براى هر کس، هر کار بکند، جاى توبه هست... شما توبه کن و یک قدم طرف خدا برو و پشت به هواى نفسانى بکن، خداوند مى پذیرد تو را. آبروى تو را اعاده مى دهد. حیثیت تو را اعاده مى دهد. "

"امروز بحمداللّه ملت ایران ملتى است مؤمن و رزمنده و داراى عقیده و جهاد براى عقیده است.

ومادامى که این روح بزرگ در کالبد ملت ماست، از توطئه ها و کج‌رویها و سایر چیزهایى که براى ملت ما بوده است و در پیش است هراسى نیست. آن ملت باید از مشکلات هراس داشته باشد که ایمان نداشته باشد.

آنهایى که توطئه گر هستند و با توطئه خودشان مى خواهند بین ملت نفاق ایجاد کنند، و گمان کردند که مى توانند بین ملت یکپارچه اسلامى ایران نفاق ایجاد کنند و گروه‌ها را در مقابل هم قرار بدهند، آنها در اشتباه اند.

آنها ملت ایران را نشناختند. ملت امروز یکپارچه در صحنه است و مراقب، مراقب توطئه ها، مراقب تبهکاری‌ها. و به مجرد اینکه احساس کند گروهى، یا اشخاصى، بر خلاف آن مسیرى که ملت دارد، که آن مسیر انسانیت و مسیر حق است و مسیر جهاد براى ایمان وعقیده است، به مجرد احساس مخالفت اشخاص یا گروه‌ها با این راه، خود ملت، بدون اینکه احتیاج به این داشته باشد که کسانى ملت را دعوت بکند یا تجهیز بکند، خود ملت مجهز است.

... این گروه‌هایى که مع الاسف عده اى از جوانان ما و بچه هاى عزیزى را که اینها باید براى میهن خودشان واسلام خودشان عمل کنند، بازى مى دهند و بر ضد این انقلاب اسلامى، که دست قدرت‌ها را از این کشور قطع کرده است، بسیج مى کنند و در خیابان‌ها مى آورند و در مقابل ملت مى خواهند بایستند در اشتباه اند.

و من باید به این جوان‌هاى گول خورده، که از چند نفر گرگ اینها گول خورده اند، نصیحت کنم و به پدر و مادر این عزیزان نصیحت کنم که شما فرزندان خودتان را و جوان‌هاى خودتان را از دست این گرگ‌هایى که به صورت آدمیزاد درآمده اند و شما را منحرف مى خواهند بکنند، بگیرید توجه داشته باشید این امرى که در دو روز پیش از این اتفاق افتاد این را مطالعه کنید ببینید چه بود، براى چه بود، و براى که بود.

آیا شما در مقابل امریکا ایستادید و مى خواهید جهاد کنید؟! در مقابل شوروى ایستادید و مى خواهید جهاد کنید؟! مى خواهید کشور خودتان را از دست امریکا بگیرید! مى خواهید کشور خودتان را از دست شوروى بگیرید؟! شما که بازى خوردید و سران خیانتکار منافقین، شما را بازى داده اند و خودشان در پناهگاه‌ها نشستند و شما را به خیابان آوردند...

شما در مقابل این ملت مى خواستید قیام بکنید! شما را وادار کردند به آن کارهایى که روى تاریخ را سیاه کرد، فکر این را کردید که شما دارید چه مى کنید و متحرک به تحریک چه اشخاصى هستید؟ آنهایى که شما را به قیام و استقامت دعوت کردند و جا را خالى گذاشتند و رفتند! قیام و استقامت در مقابل کى؟ در مقابل اسلام؟ در مقابل جمهورى اسلامى؟ در مقابل قرآن کریم؟ با اسم قرآن، مجاهده در مقابل اسلام و قرآن؟! با اسم اسلام، قیام بر ضد اسلام؟! با اسم آزادى، قیام بر ضد آزادى؟! بیدار بشوید! جوانهاى خودتان را نصیحت کنید.

شما تمام قواى خودتان را هم که روى هم بگذارید، در مقابل این سیل خروشانى که ملت مسلمان و ارزنده ایران به راه مى اندازد، قطره اى بیش نیستید، چرا خودتان را به تباهى مى کشید و با اسم استقلال ایران مى خواهید ایران را به چنگال گرگ‌هاى قدرتمند مبتلا کنید؟ یک قدرى تفکر کنید.

ملت ما یک قدرى در حال این افراد تفکر کند. پدر و مادرهاى این جوانهاى گول خورده، این دخترهاى گول خورده، این پسرهاى گول خورده، تفکر کنند و آنها را هدایت کنند.

ما خیر شما را مى خواهیم. جمهورى اسلامى خیر دنیا و آخرت شما را مى خواهد. جمهورى اسلامى استقلال واقعى شما را مى خواهد. جمهورى اسلامى آزادى شما را از دست این گرگ‌هاى شرق و غرب مى خواهد.

این گروهک‌هاى بدبخت، این گروهک‌هاى جنایتکار، جوان‌هاى ما را بازى مى دهند، خودشان در پناهگاه‌ها مى نشینند، و جوان‌هاى این ملت را بسیج مى کنند بر خلاف اسلام و بر خلاف ملت مسلمان و در خدمت ابرقدرت‌ها و خصوصا امریکا.

آشکار شدن دست طرفداران امریکا این نقشه اى که مدت‌هاست در کار است، و نقاشان بى خبر از خدا دنبال شکل دادن آن بودند، و من مطالعه مى کردم در حال آن‌ها و در وضع آن‌ها، بالاخره با ناشی‌گرى خودشان را لو دادند و باطن‌شان را ظاهر کردند و ملت فهمید که این‌ها چه کاره اند، با یک صورت اسلامى و حق به جانب در این مملکت آمدند، و نقشه شوم قدرت‌هاى بزرگ را، یعنى امریکا را، مى خواستند در این کشور پیاده کنند.

اینها ملت را نشناخته بودند. اینها ملت اسلامى را نمى شناختند. اینها با همه هوششان و با همه علمشان این علم را نداشتند که ملت اسلام یعنى چه و قدرت اسلام یعنى چه. اینها خواستند راه را براى امریکا باز کنند و امریکاییان همه دور پرچمشان جمع شدند. نصیحت من را گوش نکردند و مصلحتى که من براى آنها مى اندیشیدم و براى کشور خودمان، از آن غفلت کردند و آنچه که من مى خواستم نشود، شد.

...اینها خیال مى کردند که همان‌طورى که در غرب یا در شرق گروه سیاسى، بازی‌هاى سیاسى مى کنند و مردم را با بازیهاى سیاسى گول مى زنند و بسیج مى کنند، مى توانند در ایران هم با آن بازیهاى سیاسى، مردم را متفرق کنند و جدا کنند و در مقابل اسلام و جمهورى اسلامى بسیج کنند، و مردم را وادار کنند که این مجلس را خودشان منحل کنند و این دولت را خودشان بر کنار کنند و این قوه قضائیه را خودشان منحل کنند و جمهورى اسلامى را خودشان به دست خودشان به باد فنا بدهند، و راه را باز کنند از براى قدرتهایى که طعمه هاى خودشان را از دست داده اند، تا این مملکت باز طعمه امریکا و دنبال او شوروى شود.

... من با زبان‌هاى مختلف آنها را دعوت کردم به اینکه رها کنند این راهى را که در پیش دارند و با ملت ایران اینطور نکنند. من مى خواستم که تمام این کسانى که در کار دولتمردى هستند تا آخر انقلاب و پیروزى انقلاب، همه در محل خودشان باقى باشند و این جمهورى اسلامى را همه باهم به آخر برسانند و به پیروزى مطلق، لکن دست‌هایى در کار بود و گرگ‌هایى بود در بین اینها که نگذاشتند آن مطلبى را که مى خواستیم نشود، نشود.

وقتى احساس شد که اینها با نقشه شیطانى اتحاد با منافقینى که دیروز، پریروز ریختند در خیابان‌ها و جوان‌هاى ما را سر بریدند، اموال مردم را آتش زدند و خیابان‌ها را به فساد کشاندند، با اینها دست در دست هم داده بودند و با گروه‌هاى منحرف دیگر دست به دست هم داده بودند براى اینکه این کشور را به تباهى بکشند، وقتى که احساس همچو خطرى شد... من قبلا هم گفته بودم که اگر من احساس خطر بکنم، آن چیزى را که به شما داده ام، پس مى گیرم.

... مع الاسف چون مى بینم در بین اینها بسیاریشان گول خورده اند، جوانان پاکدلى بودند که این گرگ‌ها آنها را منحرف کردند، و من امید این را دارم که این جوان‌ها برگردند، اینها به دامن ملت برگردند، به دامن اسلام برگردند، از این جهت، من موعظه مى کنم آنها را، موعظه مى کنم پدر و مادر اینهایى را که گول خورده اند، که جوانان خودشان را نگذارند براى ایده هاى چند نفر خائن که مى خواهند در این کشور حکومت کنند، و پشتیبان آنها هم امریکاست یا شوروى، نگذارید جوانان شما تباه شوند.

اینها نشناخته بودند ملت ایران را، و نشناخته بودند قواى مسلح ملت ما را. اینها مقایسه مى کردند این زمان را با زمان شاه مخلوع. اینها گمان مى کردند که ارتش امروز ما هم ارتش زمان شاهنشاهى است. اینها گمان مى کردند که ملت ما هم ملتى است که دیگر مى شود گولشان زد با تمام قوا براى گول زدن ملت قیام کردند. و مع الاسف گروههاى مختلفى که بعضیشان هم متدین هستند و نمازخوان هستند، آنها هم در این میدان وارد بودند و هستند.

...این گرگ‌هایى که اطراف تو جمع شده اند الا بعض معدود آنها، همه آنها گرگ‌هایى هستند که مى خواهند تو را به تباهى بکشند، اینها را از خود بران.

و براى اینکه نتوانست بفهمد اسلام یعنى چه و کشور اسلامى یعنى چه و ملت اسلام یعنى چه و ارتش اسلام یعنى چه و سایر قواى مسلح اسلام یعنى چه، این خودش را به تباهى کشاند.

من امروز هم علاقه به این دارم که این گروه‌هایى که مسلمان هستند، این جمعیتى که نمازخوان هستند، این جمعیتى که با خدا باز قطع مراوده نکرده اند، این آقایانى که باز رابطه شان را با اسلام قطع نکرده اند، اینها به هوش بیایند و حساب خودشان را از آنهایى که قیام به ضد اسلام کردند جدا کنند، در ملا عام و در رادیو و تلویزیون بروند و این گروه‌هایى که چند روز پیش آنقدر جنایت کردند، محکوم کنند.

از آن اشخاصى که با پشتیبانى این گروه‌ها و با اساسى که مى خواست درست کند و مى خواستند درست کنند که ملت ایران را تکه تکه کنند، و شهرهاى ایران را یکى بعد از دیگرى به تباهى بکشند، اینها بروند و از آنها تبرى کنند و حساب خودشان را از توطئه گران فاسد و از کسانى که به اسلام هیچ عقیده ندارند، و آن غائله پریروز را ایجاد کردند، بروند اینها از آنها تبرى کنند، از آنهایى که اسلام را براى امروز صحیح نمى دانند و احکام اسلام را مال هزار و چهار صدسال پیش مى دانند! اینها از آنها تبرى کنند.

من صلاح شما را مى دانم. نگذارید خداى نخواسته آن چیزى که به سر دیگران آمد به سر شما بیاید. من علاقه دارم به اینکه همه شما دور پرچم اسلام باهم بایستید، در مقابل امریکا، در مقابل شوروى، نه در مقابل خودتان. جبهه گیرى نکنید در مقابل هم. اهم دست به هم بدهید تا این کشور را نجات بدهید. این اختلافاتى که شما مى خواهید درست کنید، و در سخنرانیهایتان درست مى شود و در نوشته هایتان ایجاد مى شود،‌اینها به صلاح اسلام، به صلاح کشور، به صلاح ملت، نیست.

شما مى خواهید به کجا بکشانید این کشور را؟ کوشش شما متدینین این است که این کشور کجا برود؟ در آغوش امریکا برود؟ در آغوش شوروى برود؟ شما نمى دانید که اگر به فرض محال، ایجاد اختلاف بتوانید بین گروههاى اسلامى بکنید، این به جز اینکه امریکا بیاید و این کشور را به دست بگیرد یا شوروى این کار را بکند نتیجه دیگرى دارد؟ شما غفلت از این دارید؟ شما دانشمندان هستیدو از این معنا غافلید؟! شما همه این ملت را به امریکا مى خواهید بفروشید؟ من باز، با کمال علاقه اى که به این دارم که همه باهم متحد باشید، نصیحت مى کنم به شما که شما از این تجربه نصیحت و عبرت بگیرید،... هستید شما، آدمهاى تحصیلکرده متدین، شما را غافل کردند شیاطین؟ یا خداى نخواسته با توجه یک همچو کارهایى انجام مى دهید؟ شما متنبه بشوید! این حوادثى که در دنیا واقع مى شود این حوادث براى تنبه ما لازم است واقع بشود و کافى است متنبه بشوید و بر خلاف این سیل خروشان اسلام و ملت اسلامى شنا نکنید.

من خیر شما را مى خواهم. من خیر همه شان را مى خواستم. من خیر این گروهک‌ها را هم مى خواهم، این گروهک‌ها دست بردارند و در مقابل اسلام و کشور اسلامى قیام نکنند، آنهایى که قیام نکردند توبه کنند برگردند به دامن اسلام. و این جوانهایى که به دام اینها افتادند تنبه پیدا کنند و برگردند به دامن اسلام. بیخود جان خودشان را فداى شیطان نکنند. جان برادرانشان را فداى هواهاى شیطانى نکنند. سران اینها شیاطینى هستند که آن شیاطین مى خواهند جوانهاى ما را دخترهاى بیچاره مارا، پسرهاى بیچاره مارا، مى خواهند در مقابل ملت نگه دارند و قیام کنند در مقابل ملت، و همه را به باد فنا بدهند.

اینها یک گروه‌هاى کوچکى هستند که چنانچه این مصلحت، که عبارت از این است که جوان‌هاى گول‌خورده ما برگردند به آغوش اسلام و ملت، اگر نبود این، خوب، تکلیف آنها زود معلوم مى شد. ملت هم فریاد مى زنند و از من مى خواهند که تکلیف آنها را معین کنم. لکن من مصلحت همه مسلمین را و غیر مسلمین را هم مى خواهم، که اینها همه رها کنند این شرارتها را، و جوانها و دخترها و پسرهاى عزیز ما گول اینها را نخورند. از دام اینها فرار کنند، و به آغوش اسلام برگردند، که اینها براى ملت نمى خواهند کار بکنند، دلیل این است که اینها در هر جا دارند قیام به ضد ملت مى کنند.

... شما آقایان که از این اینها تایید مى کنید طرفدارى از اسلام مى کنید؟! طرفدارى از کشور اسلامى مى کنید؟! کارهاى اینها را اسلامى مى دانید؟! شما کارهاى حکومت اسلامى ما را اسلامى نمى دانید، و کارهاى این گروهک‌ها را که در میدان‌ها و در خیابان‌ها با سلاح به جنگ مردم برخاسته اند اسلامى می‌دانید؟! نباید یک دفعه هم تفکر کنید؟! تفکر ساعة خیر من عبادة سبعین سنة اگر شما هفتاد سال هم عبادت کردید، بنشینید یک ساعت هم تفکر کنید، فکر کنید که دارید چه مى کنید، فکر کنید که براى خودتان دارید چه غائله اى به‌پا مى کنید.

... این کارهایى که شما مى کنید، مع الاسف شمایى که طبقه مسلم و اسلامى هستید، این کارها براى کشور شماست؟ براى اسلام است؟ دین شما را وادار کرده است که بر خلاف یک دولتى که این‌همه گرفتارى دارد، عمل بکنید و چوب لاى چرخ یک دولتى که دارد براى این ملت شب و روز زحمت مى کشد بگذارید؟! این براى اسلام است؟ یا براى ملت اسلامى است؟! به نفع کشور است؟! چمران در این دنیا شرف را بیمه کرد باید من متاسف باشم از این مسائل که گرفتارش هستیم.

من نمى خواهم که شماها هم به سر نوشت دیگران مبتلا بشوید. من نمى خواستم که آنها هم این سرنوشت را داشته باشند. من در حالات همه تان مطالعه کردم و مى کنم و نمى خواهم که منتهى بشود آن رایى که من دارم به اینکه شما -خداى نخواسته- دیگر در فکر اسلام نیستید، و همه فکر خود هستید.

مگر من و شما چند سال دیگر هستیم؟ مگر شماها چه قدر مى خواهید عمر بکنید؟ مگر شما هر مقامى هم پیدا بکنید از مقام رضا خان و محمدرضاخان بیشتر مى شود؟ عبرت بگیرید! عبرت بگیرید از این حوادث تاریخ. تاریخ معلم انسان است. تعلیم بگیرید از این حوادثى که در دنیا واقع مى شود.

شماها چند سال دیگر نیستید در این عالم، چمران هم نیست، چمران با عزت و عظمت و با تعهد به اسلام جان خودش را فدا کرد و در این دنیا شرف را بیمه کرد و در آن دنیا هم رحمت خدا را بیمه کرد، ما و شما هم خواهیم رفت. مثل چمران بمیرید. مثل این سربازهایى که در مرزها کشته مى شوند بمیرید. این وصیتنامه هایى که این عزیزان مى نویسند مطالعه کنید. پنجاه سال عبادت کردید، و خدا قبول کند، یک روز هم یکى از این وصیتنامه ها را بگیرید و مطالعه کنید و تفکر کنید.

...چرا من به شما عرض کردم که یک مطلبى که بر خلاف ضرورت اسلام است و بر خلاف نص قرآن است، و از یک گروهى صادر شده است با اسم و رسم، من دعوت کردم که از اینها حسابتان را جدا کنید، نکردید؟ آن آقا، من کرارا به او گفتم که حسابت را از این منافقین جدا کن و اعلام کن به اینکه شماها از اسلام نیستید و شماها به من ارتباط ندارید، نپذیرفت، و دید آنچه دید.

و من امیدوارم که توبه کند تا خداى تبارک و تعالى او را بیامرزد و در آن عالم روسیاه نباشد. شما الان وقت دارید. وقت توبه باقى است وقت جدایى از گروههایى که به ضد اسلام قیام کرده اند باقى است. یک قدم روى هواى نفس بگذارید، یک قدم روى خواستهاى شیطانى خود بگذارید...

شما از اینهایى که دیروز پریروز ریختند در خیابانها و آنهمه جنایت کردند... شما از اینها تبرى کنید. من صلاح شما را مى خواهم. من علاقه دارم به بسیارى از شما و شما توجه ندارید. من باید بگویم که شماها با اینکه در سیاست بزرگ شدید، شم سیاسى ندارید. چنانچه آقاى بنی‌صدر هم شم سیاسى نداشت.

توصیه و نصیحت به بنى صدر من الان هم نصیحت مى کنم آقاى بنى صدر را به اینکه نبادا در دام این گرگ‌هایى که در خارج کشور نشستند و کمین کردند بیفتید، و این آبرویى که از دست دادید بدتر بشود. من علاقه دارم که تو بیشتر از این خودت را تباه نکنى. من علاقه دارم که همه اشخاصى که در این مملکت زندگى مى کنند یک زندگى انسانى - الهى باشد.

مبادا یک وقت در دام اشخاصى بیفتى که این ملت آنها را سر تا پا شناخته است، و آنها از تو پشتیبانى کنند و تو هم در دام آنها بیفتى، که هم دنیا به باد رفته است تا آخر، و هم آخرت. اگر نصیحتهاى من را گوش کرده بودى، این مسائل پیش نمى آمد.

لکن نگذاشتند، آنهایى که به تو اظهار علاقه مى کردند آنها به اسلام علاقه نداشتند، و تو را کشاندند به جایى که تباه کردند، بیش از این خودت را تباه نکن، به دام این اشخاصى که مثل اژدها دهان باز کرده اند تا همه حیثیت تو را به باد فنا بدهند وببلعند نیفت.

چنانچه توبه کنى و برگردى و علاقه خودت را از این گروههاى مفسد، فاسد، جنایتکار، سلب کنى، و در یک کنارى بنشینى مشغول تصنیف و تالیف بشوى، صلاح تو است.

اگر شما آن نصیحتى را که آن روز من با حال بیمارى در بیمارستان به شما کردم، گوش کرده بودید، امروز اینطور نبود و من نمى خواستم باشد، آن روز من در یکى از حرف‌ها، که اساس همه گرفتاری‌هاى بشر است، تنبه دادم که حب الدنیا راءس کل خطیئة تمام خطاهایى که از ماها صادر مى شود روى این حب نفس و جاه و مال و منال است، اگر این کلمه را گوش کرده بودید و هواهاى نفسانى را زیر پا گذاشته بودید، اینطور نمى شد که همه گروهها، همه دوستان شما، از شما منفصل بشوند، الا این گروههایى که مى خواهند شما را آلت دست قرار بدهند و به مقاصد خودشان برسند.

دوست‌هاى درجه اول شما پشت به شما کردند. گروه‌هایى که با شما بودند و براى شما شعار مى دادند پشت به شما کردند. و این دلیل این بود که شما قدرت سیاسى ندارید، بزرگتر دلیل این است که انسان یازده میلیون راى را تباه کند! این گذشت و ناگوار گذشت، من نمى خواستم اینطور بشود.

لکن باز براى هر کس، هر کار بکند، جاى توبه هست. در توبه باز است. رحمت خدا واسع است. شما توبه کن و یک قدم طرف خدا برو و پشت به هواى نفسانى بکن، خداوند مى پذیرد تو را. آبروى تو را اعاده مى دهد. حیثیت تو را اعاده مى دهد. "

لینک اصلی خبر : http://www.rajanews.com/detail.asp?lang_id=&id=42811

                       ..................................................................

 

پ.ن:                                               

من به چشمهای بی قرار

تو قول میدهم

                                         ریشه های ما به آب،                                       

شاخه های ما به آفتاب

می رسد،.

ما دوباره سبز می شویم...


کلمات کلیدی:
هشدار...
ساعت ٢:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢۸  

از زبان شاعر شعر:قضیه اینجوری شروع میشه که ما همه توی خونه خوابیم،یه دفعه یکی در میزنه،من پا میشم میرم در رو باز کنم،میبقینم محمود خودمونه آقای احمدی نژاد یه سری مطالب بهش می گم که تو قالب شعر براتون می گم:

سلام آقا محمود خوبی؟

نصفه شبی در و چرا میکوبی؟

باز اومدی بگی که صبح شد پاشید؟

صبح شد و ظهر شد و غروب شد پاشید

باز اومدی بگی که وقت کاره؟


بابا چشای ما هنوز خماره

تا کی میخوای مزاحم ما بشی؟

تاکی میخوای وایسی و منت کشی؟

ببین همه خوابن و از تو غافل

تو هم برو بخواب کنار ساحل

ولش بکن این ملت و بی خیال


برو سفر،ایتالیا با عیال

تو هم بگو آزادی آی جوونا

تحریک بکن ملت رو مثل اونا

تو هم بگو گفتگوی تمدن

بعد برو با لیزا رایس نوش جون


ماها فقط خوراک خواب نازیم

بیدار بشیم واسه تو جک می سازیم

می گیم که نقش یوسف رو رد کردی

به دخترای احساسی بد کردی

میگیم زلیخیا که پیرو کمون شد

یهو زیر کاپشن تو جوون شد

بازم میخوای با ما کلنجار بری؟

بازم میخوای بیست ساعته کار کنی؟

چقدر میخوای تلاش کنی تو چار سال؟

دورت تموم شد و نبرده ای حال


بودجه ملت دستت نشستی؟

زدی تو خط فقر و ساده زیستی؟


نشنیدی قبل تو چه حالی برده؟

چی گفته و چی برده و چی خورده؟

اهل و عیال و برده بود کاخ شاه

زندگی میکرد شب و روز تو رفاه


ماشین شخصیش یه هواپیما بود

پول خریدش از کجا؟از ما بود


گرچه لباس روحانی تنش بود

ولی دَمادَم دنبال تَنِش بود


برگزاری کنفرانس برلین

رقص زنا تو جشن ایران زمین


دست دادنش با زنای اجنبی

باجووناش دست داده نه با بی بی


عکس های جور واجور با زنهای لخت

این وری و اون وری و تمام رُخ

شب با کیا بود کجا خواب دیگه؟

تو موج سوم اینو شاعر میگه:


"سلامم را رسان لطفا به باران

شکوفه هم اگر دیدی چه بهتر

نشد دریا،سحر،سارا،صنوبر"

محمود ببین ممد چه حالی کرده

بیت المال و اینجوری خالی کرده

شرایط سردمداری همینه

وقتی بشر خوابه کی هست ببینه؟

مَردُم میگن روحانی عمومه

شال سیاهم بسته پس تمومه

تهمت بی جا نزنید،معصومه

دور از گناه و مکروه و حرومه


نگید چقدر خراجای تفریحاش شد

نگید چقدر خرج یه افتتاش شد

نگید چقدر کسری بودجه داره

نگید پولاشو کجاها میذاره

ممد و بیت المال و جیب عباش؟؟؟

دروغ میگن پولا بوده از باباش

آره محمود اینجوریاس سیاست

زندگی هست کشمکش و سیاست

18تیر یادت میاد چی بودش؟


نامه جام زهر کی بود عمودش؟

از نامه مخفیونه شنیدی؟

به بوش نوشته شده بود فهمدیدی؟

فهمیدید با اون همه یال و کوپال

نیروگاه نطنز و خوابوند دو سال؟


روزنامه های زنجیری رو خوندی؟

تو توهیناش به مراجع نموندی؟

اون که میگفت تقلید، کارِ میمونه

مقلد تیپ مایکل جکسونه


رضای خاتمی میگفت اون روزا

اما زمون(عج) تأخیر داره؟استیضاح


ذکر امام خمینی(ره) مال حوزس

گنجی میگفت آخه اونم تو روضس


علوی میگفت اگه لازم باشه

استیضاح از امام حسین(ع) هم جاشه.

بی بی میگفت از خاتمی شنیده

آبراهام صهیونیستهم شهیده

شعرای اصطلاحات تهش همینه؟

عکسای رهبر پاره رو زمینه

یکصد و بیست و هفتنفر بی حیا

تعارف جام زهر بدن به آقا؟


والله اِن قطعت و یمینی

وقتی نمیگی میشه این،میبینی؟

تقصیر ممد نیست مقصر ماییم

بس که خمار و خواب و تو کماییم

محمود بازم میگی آقا غریبه؟

نامه من غریب الی الحبیبه؟

بازم میخوای بگی که سرداده،هل

من ناصر ینصرنی به اجل؟

چقد میگی کرُبلا الانه؟

سید علی تنها تو نهروانه


چقدر میگی خدمت من به سر شد

ضد ولایت فقیه به در شد

بیدار بشین از 22خرداد

داره بوی خاتمی2 میاد


نامه جام زهر 2 تو راهه

الله ببین کدوم مهر سیاهه

محمود بسه تموم کن این حرفارو

نصفه شبی این ور و اون ور نرو

خدا بزرگه خودش محافظ

خوابم میاد برو دیگه خدافظ

                  ......................................................

پ.ن:یادم می آد زمان آقای خاتمی بود یکی از دخترای دوست عموم تو این جشنواره خوارزمی برنده شده بود رفته بود از بالا از آقای خاتمی جایزشو بگیره برگشته بود همونجا بهش گفته بود:از وقتی شما اومدید چیزی از مملکت نمونده.

و آقای خاتمی لبخند زده بود مثل همیشه.

لبخند یادتون نره:

لبخند

نیشخند

خنده

قهقهه

..........................................................

پ.ن٢:با تشکر از گروه دیدبان،اینم عکس زیبایی که زحمت کشیدن.


کلمات کلیدی:
محض اطلاع جناب اطاعت
ساعت ٧:٤۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢٦  


بسمه‌تعالی
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای
مقام معظم رهبری،
با عرض سلام و تحیت و آرزوی سلامت و توفیق الهی

نویسندگان این نامه چهره‌های نا‌آشنایی نیستند، وجه مشترک همه آنها در این است که در عرصه تلاش برای سرنگونی رژیم شاه و استقرار نظام مردمسالار بر پایه جمهوریت و اسلامیت و یا استمرار و استحکام پایه‌های آن، پرتلاش بوده‌اند و در طول سال‌های پس از پیروزی انقلاب اسلامی، همگی در گوشه و کنار کشور در حفظ آرمان‌های اولیه انقلاب اسلامی و دستاوردهای گرانقدر خون شهیدان این ملت کوشیده‌اند و بسیاری از آنان متعلق به خانواده بزرگ شهدا و رزمندگان و جانبازان و آزادگان‌اند، اینک نگران هستند. نگران همان آرمان‌ها، نگران پایه های مشروعیت نظام یعنی اسلامیت و جمهوریت و افزون بر همه اینها، اخیراً نگران تمامیت ارضی و امنیت ملی کشور.

آنچه ما را بر آن داشت تا بدین صورت مصدع اوقات شویم حساسیت شرایط، فرصت اندک و بزرگی خطریست که پیش روی کشور است و با کمال تأسف نجواهای خیرخواهانه و پیشنهادهای آرام و مکتوم ما در سال‌های گذشته ره به جایی نبرده است.

پس اجازه دهید بر مبنای وظیفه شرعی و قانونی خود و تعهد و مسؤولیتی که در برابر خدا و مردم داریم، آنچه را به خیر و صلاح همه می‌دانیم با حضرتعالی، که بر اساس قانون اساسی _ یعنی میثاق ملی همه ما _ شخص اول کشور هستید در میان بگذاریم، به آن امید که این خیرخواهی منشاء آثار و برکات برای نظام باشد.

شاید در تاریخ پر فراز و نشیب معاصر ایران، هیچ زمانی را به حساسیت امروز نتوان یافت. تنها با تسامح می توان وضعیت ایران را در زمان اشغال در جنگ جهانی دوم و یا پیش از پذیرش قطعنامه 598 با وضع کنونی قابل مقایسه دانست که در اولی با قطع هرگونه امید در داخل، عامل خارجی سرنوشت کشور را رقم زد و در برهه دوم اراده و تدبیر و دوراندیشی حضرت امام خمینی(ره) و اتکای به مردم کشور را نجات داد.

اما شاید دوره کنونی از این لحاظ بی‌مانند باشد که شکاف‌های سیاسی و اجتماعی با تهدید خارجی و برنامه آشکار دولت ایالات متحده آمریکا (به عنوان قدرتی که در برابر خود مانعی نمی‌بیند) برای تغییر نقشه ژئوپولتیک منطقه همزمان شده و نظام ناچار به کنش و واکنش در برابر این برنامه است.

هنوز فضای سیاسی کشور را در سال 75 از یاد نبرده ایم که به دلایل گوناگون در عرصه سیاست خارجی، ایران در انزوای کامل و حتی کشور در معرض تهدید نظامی خارجی قرار داشت و متأسفانه وضعیت انفعال بر فضای سیاسی کشور حاکم بود. اما دوم خرداد 76 همه این تهدیدها را از بین برد و فرصتهای بسیاری را فراهم آورد و به قول حضرتعالی انقلاب را بیمه کرد، به گونه‌ایکه به سرعت فضای جهانی به سود ایران تغییر نمود.

سال 2001 به پیشنهاد ایران سال گفت‌وگوی تمدن‌ها نام گرفت و حتی رئیس جمهور وقت آمریکا برای ادای احترام به ملت ایران ، در سفرآقای خاتمی به نیویورک، به دنبال فرصت برای دیدار با رئیس جمهور ایران بود و بعدها حتی وزیر امور خارجه وقت آن کشور رسماً به خاطر برخی سیاست های گذشته آمریکا در قبال ایران عذرخواهی کرد.

فضای سیاسی_اجتماعی کشور نیز پس از دوم خرداد 76 پر نشاط و دورنمای توسعه همه جانبه امیدوار کننده گردید. حتی شاخص‌های کلان اقتصادی نیز حرکتی امید‌بخش را برای درمان بیماری‌های مزمن و تاریخی اقتصاد کشور نوید داد.
اما هنوز دو سال از این نعمت بزرگ الهی نگذشته بود که جریانهایی که تا مدتی در بهت و حیرت ناشی از رأی مردم در دوم خرداد به سر می‌بردند، با برنامه‌ای حساب شده، برای فرصت سوزی و شکست آنچه اصلاحات نام گرفته و در برنامه رئیس جمهور تجلی یافته بود، به منظور بازگرداندن اوضاع به وضعیت قبل از دوم خرداد 76، فعال شدند. سیاهه اقدامات تخریبی آنها طولانی و مکرر و اندوهبار است و به قول آقای خاتمی هر 9 روز یک بحران آفریدند.

از آن جمله است قتل‌های زنجیره‌ای، جنایت کوی دانشگاه، تعطیلی مطبوعات و رسانه‌ها، دستگیری‌ فعالان سیاسی، سرکوب دانشجویان و دانشگاهیان، اجرای علنی احکام قضایی بسیار کم سابقه، خنثی کردن تصمیمات مجلس و دولت و انتقال قدرت از آنها به نهادهایی مانند شورای نگهبان، مجمع تشخیص مصلحت، شورای انقلاب فرهنگی و حتی برتری دادن اساسنامه کمیته امداد و آئین‌نامه فروش وسائل اسقاطی نیروی انتظامی بر قوانین مصوب مجلس! بی اختیار و بی‌اراده کردن مدیران و مسؤولان اجرایی با پرونده‌سازی‌ها، مچ‌گیری‌ها و تبلیغات سیاه، برخورد با نهادهای مستقل مدنی مانند احزاب، کانون وکلا، سازمان‌های علمی و پژوهشی و مؤسسات فرهنگی و...

نتیجه خواسته و ناخواسته این همه ، جز این نبود که به مردم ایران و جهان نشان داده شود در ایران هیچ تغییری اتفاق نیفتاده و نخواهد افتاد و ثابت شود رأی مردمی که خواست اصلی آنها تغییر در روش‌ها و بینش‌ها بوده است، هیچ اثری ندارد و اعلام گردد که نهادهای مظهر اراده ملت قدرتی ندارند و آشکار شود که نهادهایی که باید کانون حل منازعه و مظهر حاکمیت ملی و جایگاه اجماع و وحدت ملی باشند، به دست تندترین نیروهای مخالف اصلاحات سپرده می‌شود، تا در نهایت رأی مردم بلاموضوع گردد.

با این حال و روز کشور، فرصت چندانی باقی نمانده است. غالب ملت ناراضی و نا امید، اکثریت نخبگان ساکت یا مهاجر، سرمایه‌های مادی گریزان و نیروهای خارجی از هر طرف کشور را احاطه کرده اند. با این وضع برای آینده کشور دو حالت بیش متصور نیست؛ یا دیکتاتوری و استبداد، که در خوشبینانه‌ترین حالت فرجامی جز وابستگی و در نهایت فروپاشی یا استحاله ندارد و یا بازگشت به اصول قانون اساسی و تمکین صادقانه به قواعد دموکراتیک. چنین رویکردی، هم مبتنی بر فرهنگ و ارزشهای اسلامی و ملی این ملت است و هم قابل تعامل با همه جهان.

آنچه مانع عملی شدن تهدیدات خارجی می شود، نه توپ و تانک و موشک و سلاح بلکه افزایش مشروعیت نظام، وحدت ملی و یگانگی حکومت و ملت است. تنها راه برطرف کردن تهدید خارجی همان راهی است که ملت ما را در برابر رژیم دیکتاتوری شاه، متحد و بر سرنگونی آن مصمم ساخت و این تنها در صورتی میسر است که ملت مطمئن باشد خواسته و رأی او منشأ اثر و تغییر خواهد بود.
وحدت ملی یعنی تمکین به رأی مردم، یعنی همه با مردم، یعنی «میزان رأی ملت» و... با این تفسیر از وحدت ملی نه تنها تهدیدهای بیگانه خنثی خواهد شد، بلکه می‌توان امیدوار بود تا به فرصت نیز تبدیل شود.

آنچه ما می‌فهمیم این است که مسئولان حاکمیت باید صادقانه از مردم در قبال همه قصورها و سوء تدبیرها پوزش بخواهند و البته این عذرخواهی شکست و عقب‌نشینی از مواضع اصولی نیست، بلکه نشانه فروتنی و بزرگواری است. تعظیم به مردم خود سبب جلوگیری از کرنش به بیگانگان می‌شود.


اگر جام زهری باید نوشید قبل از آنکه کیان نظام و مهمتر

از آن، استقلال و تمامیت ارضی کشور در مخاطره قرار

گیرد باید نوشیده شود

و بی تردید این برخورد خردمندانه و متواضعانه، از سوی ملت با همان پاداشی مواجه می شود که امام عزیز راحل روبرو شد.

این اقدام نشانه تدبیر، دور اندیشی، مصلحت‌جویی، خیرخواهی و توفیق الهی است و البته نشانه این تغییرات در بینش باید با علائمی در منش و روش همراه باشد. باید در چهره‌ها و یا حداقل رفتار نهاد‌های اجماعی و بی‌طرف تغییرات اساسی پدید آورد. شورای نگهبان، قوه قضائیه، صدا و سیما و همه نهادهایی که ملت نقش مستقیمی در انتخاب مسؤولان آنها ندارند، باید واقعاً بی طرفانه رفتار کنند که متأسفانه امروز چنین رویکردی مشاهده نمی‌شود.

انتخابات آزاد و جلوگیری از نقض قانون اساسی دو مبنای محوری هر حکومت مردمسالار است. نمی‌توان برای مردم عراق رفراندوم را تجویز کرد و از تریبون نماز جمعه خواستار انتخابات آزاد در آن کشور شد ولی مردم خودمان را از این حق مسلم محروم کرد.

البته پس از انتخابات آزاد و تضمین حقوق منتخبین ملت به خصوص رئیس جمهور و در اجرای قانون اساسی باید موانع مصنوعی بر سر راه فعالیت قانونی و آزاد آنها را نیز برطرف کرد.

آنچه امروز در قوه قضائیه، آنهم به دست برخی افراد فاقد صلاحیت‌های لازم، که سپر برنامه‌ریزان ضد اصلاحات شده‌اند، در محدود کردن حق نمایندگان مجلس از اظهار نظر، که حق مسلم ضروری به رسمیت شناخته شده در هر نظام متکی بر مجلس است، می‌گذرد، نه قابل تحمل است و نه قابل دوام.

در عرصه جامعه مدنی نیز فشارهای غیرقانونی و برخوردهای ناهنجار به حد غیرقابل تحمل رسیده است. برخوردهای قضایی از حد فعالان سیاسی و کادرهای اصلی اصلاحات فراتر رفته و همه نهادهای مدنی را تهدید می‌کند.

احضار،دستگیری و محاکمه تعدادی از وکلای دادگستری، برخی از فعالان عرصه‌های فرهنگ و هنر و رسانه‌ها در چند ماه گذشته، با هیچ منطقی قابل توجیه نیست.

اقدام بایسته در این عرصه، التزام کامل و فارغ از تأویل‌های ناروا به قانون اساسی، اجتناب اکید نهادهای اجماعی نظیر شورای نگهبان، قوه‌ قضائیه، نیروهای مسلح و صدا و سیما، از هرگونه دخالت در عرصه منازعات سیاسی به نفع این یا آن جناح، متوازن ساختن ترکیب نهادهای حل منازعه، نظیر مجمع‌تشخیص مصلحت، بر اساس گرایش‌های موجود در جامعه و‌... می‌باشد.

مسلماً در عرصه زندگی مردم همچون گذشته مشکلات معیشتی نیز وجود دارد؛ کمافی‌السابق فساد اداری و مالی خودنمایی می‌کند و علاوه بر آن در سایه تبلیغات سیاه و بزرگنمایی مفاسد و مشکلات توسط مخالفین اصلاحات، مردم چنان تصور می‌کنند که فساد و تباهی صدر تا ذیل را دربرگرفته است. آن مشکلات و این تبلیغات همراه با انبوه نارضایتی‌های حاصله، همه ما را بر سر یک انتخاب دشوار قرار داده است.

بی‌شک مهمترین وظیفه همه ما، رفع فقر و ایجاد رفاه برای مردم، بهبود و تقویت اساس و پایه‌های اقتصاد کشور و تضمین رشد پایدار اقتصادی و تولید ثروت است. این همه میسر نمی‌شود جز با تزریق سرمایه و نیروی انسانی کارآمد و مدیریت توانمند به سیستم اقتصادی کشور و این دو حاصل نمی‌شوند جز با تأمین امنیت سیاسی، اقتصادی که این نیز جز با حکومت برآمده از مردم محقق نمی‌گردد.

امروز از سوی برخی از محافل جهانی زمزمه‌هایی مبنی بر رفراندوم به عنوان حربه اصلی تغییر نظام‌های منطقه ما شنیده می‌شود؛ روندی که معمولاً جامعه جهانی نیز اگر از آن حمایت نکند، در برابر آن ساکت می‌نشیند. ما گر چه مبنای مشروعیت هرگونه تصمیم درباره نظامها را صرفاً اراده ملی و رأی مردم کشورها می دانیم، در عین حال بهترین شیوه مواجهه با چنین ترفندهایی را نه ایجاد جامعه ای تک صدایی و تشدید روشهای اقتدارگرایانه و مرعوب کننده، بلکه آشتی با مردم و استقرار و تمکین به روند مردمسالاری واقعی و ارائه الگوی عملی سازگار با حریت و کرامت شهروندان، از جانب حکومت می‌دانیم. اگر چنین قرائت و تفسیری از جمهوری اسلامی حاکم شود، حتی اگر بارها از مردم همه پرسی شود همچون ابتدای انقلاب با دل و جان به جمهوری اسلامی رأی خواهند داد. به اعتقاد ما در شرایط کنونی انتخاب چنین رویکردی در اختیار شماست.

از خداوند قادر متعال می‌خواهیم که ما را بر صراط حق، مستقیم بدارد و نیت‌های ما را خالص کند و عاقبت امر همه ما را خیر گرداند.
از درگاه حضرت احدیت برای جنابعالی طول عمر و سلامت و عزت مسألت داریم.

                                                


محسن آرمین (تهران)

حسین آفریده (شیروان)

مهدی آیتی (بیرجند)

غلامحیدر ابراهیم بای سلامی (خواف و رشتخوار)

علیمحمد احمدی(الیگودرز)

عیسی‌قلی احمدی‌نیا (ایذه و باغملک)

محمود اخوان بازارده (لنگرود)

عسگر اسلامدوست (تالش)

حبیب الله اسماعیل زاده (فلاورجان)

محمدرضا اسماعیلی مقدم (قم)

جواد اطاعت (داراب)

مقصود اعظمی )نقده و اشنویه)

بهروز افخمی(تهران)

جعفر افقهی فریمانی (سرخس و فریمان)

علی اکبرزاده (ورزقان)

 حسن الماسی (پارس آباد مغان)

شهربانو امانی (ارومیه)

 ابراهیم امینی (نورآباد ممسنی)

حسین انصاری‌راد (نیشابور)

 عبدالغفور ایران نژاد (چابهار)

محمدباقر باقری نژادیان فرد (کازرون)

قهرمان بهرامی (مبارکه)

سهراب بهلولی قشقائی (فیروزآباد)

رحمان بهمنش(مهاباد)

احمد بورقانی(تهران)

 سمیر پورجزائری (خرمشهر)

محمد پیران (رزن)

نورالدین پیرمؤذن (اردبیل)

عبدالرحمان تاج‌الدین(اصفهان)

علی تاجرنیا (مشهد)

محسن ترکاشوند (تویسرکان)

 علی تقی زاده (خوی)

غلامحسین تکفلی (مشهد)

حسن توفیقی (کاشان)

علی‌اکبرجعفری(ساوه)

جلال جلالی‌زاده (سنندج)

سهیلا جلودارزاده(تهران)

 علی حسنی (اراک)

شهباز حسین‌زاده(میاندوآب)

سید مسعود حسینی(قروه)

فاطمه حقیقت‌جو(تهران)

عبدالرضا حیدری‌زادی (ایلام)

فاطمه خاتمی (مشهد)

سید محمدرضا خاتمی (تهران)

ناصرخالقی (اصفهان)

مصطفی خانزادی (دماوند و فیروزکوه)

محمدحسین خلیلی‌اردکانی (کرج)

مرتضی خیرآبادی (سبزوار)

محمد دادفر (بوشهر)

حاصل داسه(سردشت و پیرانشهر)

فاطمه راکعی (تهران)

سید ابوالفضل رضوی(نائین)

احمد رمضان‌پور نرگسی(رشت)

حسن رمضانیان‌پور(شهرضا)

احمد رهبری(گرمسار)

حسین روزبهی(ساری)

 حسن زحمتکش (آستارا)

جلیل سازگارنژاد (شیراز)

ابوالقاسم سرحدی‌زاده (تهران)

محمدعلی سعدایی (جهرم)

میثم سعیدی (تهران)

بهیار سلیمانی (فسا)

داوود سلیمانی (تهران)

منصور سلیمانی میمندی (شهربابک)

عبدالله سهرابی(مریوان)

سید علی سید آقامیری (دزفول)

ولی‌الله شجاع‌پوریان (بهبهان)

علی شکوری‌راد (تهران)

سید ماشاءالله شکیبی (فردوس و طبس)

احمد شیرزاد (اصفهان)

گل‌محمدصالح سلح چینی (لردگان)

رضا صالح جلالی‌آستانه(آستانه اشرفیه)

رسول صدیقی بنابی (بناب)

ذبیح‌الله صفایی (اسدآباد)

محسن صفایی‌فراهانی (تهران)

 سید مهدی طباطبایی(آباده)

مصطفی طاهری‌نجف‌آبادی (نجف آباد)

علی ظفرزاده (مشهد)

غلامعلی عابدی(نهبندان)

ابوالقاسم عابدین‌پور(تربت حیدریه)

پیمان عاشوری بندری (بندر ماهشهر)

محمد عبایی خراسانی (مشهد)

 غلامرضا عبدالوند (درود و ازنا)

احمد عظیمی(شیراز)

صلاح الدین علائی(سقز و بانه)

محمد رضا علی‌حسینی(نهاوند)

نعمت الله علیرضائی(خمینی‌شهر)

کریم فتاح‌پور(ارومیه)

 حسین فرخی (جیرفت)

علی قنبری (اردل و فارسان)

سید ناصرقوامی (قزوین)

محمد کاظمی(ملایر)

جعفر کامبوزیا(زاهدان)

 جمیله کدیور (تهران)

سید منصور کشفی(لارستان)

 محمد علی کوزه گر (شهریار)

الهه کولایی(تهران)

حمید کهرام(اهواز)

محمد کیافر(میانه)

 محمد کیانوش‌راد (اهواز)

غلامرضا گرزین (قائم شهر و سواد کوه و جویبار)

حسین لقمانیان (همدان)

انوشیروان محسنی بندپی (چالوس و نوشهر)

امرالله محمدی جزی (برخوار و میمه)

 احمد مرادی (چناران و طرقبه)

رجبعلی مزروعی(اصفهان)

اکرم مصوری منش(اصفهان)

میر طاهر موسوی(تبریز)

میر طاهر موسوی(کرج)

سید باقر موسوی جهان‌آباد(بویراحمد)

سید مجتبی موسوی‌اجاق(کرمانشاه)

علی‌اکبرموسوی‌خوئینی(تهران)

سید عیسی موسوی‌نژاد(خرم آباد)

رسول مهرپرور(درگز)

احمد میدری(آبادان)

محسن میردامادی(تهران)

منصور میرزاکوچکی(بروجن)

بهزاد نبوی(تهران)

عبدالمحمد نظام اسلامی(بروجرد)

محمد نعیمی‌پور (تهران)

علیمحمد نمازی (لنجان)

سید رضا نوروززاده(اسفراین)

سراج الدین وحیدی مهرجردی (تفت و میبد)

سید شمس‌الدین وهابی (تهران)

علی‌اصغر هادی‌زاده (دلیجان و محلات)

میر محمود یکانلی (ارومیه)

رضا یوسفیان (شیراز)

31اردیبهشت1381

                         ...................................................

پ.ن:جناب اطاعت شاید شما و خیلی از همفکراتون فراموش کرده باشید خیلی از این مسائل را و حتی جملات این نامه را اما تاریخ هرگز فراموش نخواهد کرد،این ننگ همیشه با نمایندگان مجلس ششم هست.


کلمات کلیدی:
نظر سنجی: به امام خامنه ای رای نــدهید
ساعت ٢:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢٥  

در یک سایت خارجی در مورد چهره های محبوب دنیا رأی گیری میشه

http://www.whopopular.com

توی رأی گیری شرکت نکنید و به آقا (امام خامنه ای) رأی ندید

چرا؟

با توجه به اینکه این سایت در مورد بهترین رهبر جهان نظر سنجی می کند آمریکایی است و هم اکنون موسوی در صدر و حضرت آقا در رتبه های پایین تر است و آمریکایی ها هیچ گاه نخواهند گذشت رای مقام معظم رهبری بیشتر از موسوی شود با رای دادن در این سایت فقط و فقط این سایت را معروف می کنید تا نتیجه پایانی آن که میر حسین است بیشتر انعکاس داده شود

...حواسمان جمع باشد

و یکی از دوستان دیگه هم این مطلب رو فرستادند:


از روزی که این نظر سنجی درسایت اسرایئلی ها بارگذاری شد نمی دانم دوستان چقدر دقت کردند ولی روزهای اول به اینصورت بود به ازای هررای به رهبر انقلاب 15 رای بصورت اتوماتیک به بعضی ها داده می شد بنده برای اطمینان چندبار به رهبر رای دادم ودیدم دقیقا این تکرار می شود بعد از پیامهای زیاد دوستان وگذشت 3 روز که آرای تقلبی بالا رفت به اینصورت شد که هرکس رای بده ثبت بشه حالا هرچند تا می خواهد باشد. مشکلات دیگری هم درسایت اگرمذکور بود که نیازی به ادامه نمی بینم.

"دوستان لطفا در صورت امکان اطلاع رسانی کنید."


                        ............................................

پ.ن:

باخامنه ای کسی نگردد گمراه

اودرشب فتنه میدرخشد چون ماه

در هر نفسم برای او میخوانم

 لا حول ولا قوة الا بالله





کلمات کلیدی: